سفارش تبلیغ
صبا

جلوه معشوق

حجاب در اصطلاح عرفانی

حجاب در اصطلاح عرفانی

(در اصطلاح عرفانی)، حجاب در این اصطلاح عبارت است از انطباع صور کائنات در قلب، به نحوی که مانع از تجلّی نور حق گردد (اصطلاحات الصوفیه، 57). حجاب نزد عارفان، به حجابهای نورانی و ظلمانی تقسیم می‌شود که این نیز، بر گرفته از روایات مأثوره از ائمه‌ی معصومین (علیه السلام) و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. حُجب ظلمانی از عالم جسمانیست و حجب نورانی از ماورای طبیعت، که مجرداتند می‌باشد. در حدیث آمده است اِنَّ لِلله سَبعینَ الفَ حجاب مِن نورٍ و ظلمة یعنی برای خداوند هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است. و ذات احدیث در آن حجابها، که آنها را مظاهر و اسماء نیز گویند مختفی است.

دی شانه زد آن ماه خم گیسو را *** بر چهره نهاد زلف عنبر بو را
پوشید بدین حیله رخ نیکو را *** تا هر که نه مَحرم، نشناسد او را.

 مفهوم ، فلسفه و فواید حجاب در اصطلاح عرفانی

 

این حجابها، آدمی را از مشاهده‌ی ملکوت و جمال حق، که کمال حقیقی اوست، باز می‌دارد پس انسان سالک، برای وصول به شمس حقیقت، باید از این حجابها خلاصی یابد تا فانی در حق و باقی به حق گردد. بزرگترین حجابهای ظلمانی، ملاحظه‌ی انانیت و خودبینی و خودپرستی امت و دیگری بدن عنصری است که به اعتباری حجاب و لباس، سرّ و حقیقت آدمی که نفس ناطقه‌ی اوست، می‌باشد. پس انسان اگر بخواهد به مقامات شاخصه‌ی انسانی نائل شود باید بکوشد تا از رسوم خَلقیّت به در آید و به صفات الهیه متحّلی گردد که در حدیث آمده است: لا حجابَ بَینَهُ و بینَ خلِقه غیر خلقِه یعنی هیچ حجابی بین خداوند و خلق او جز خلق او نیست به قول خواجه حافظ شیرازی:

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز *** خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب رود

آدمی را علاوه بر دو حجاب فوق، حجابهای دیگری است که او را از ملاحظه‌ی جمال سرمدی باز می‌دارد، و آن ملکات نفسانیه‌ی اوست که در اثر اعمال و اقوال و نیّات پلید، در نفس انسان رسوخ می‌کند و مانند ابرهای سیاه، حجاب اشراق نور شمس حقیقت می‌گردد. در حدیث آمده است: که زندیقی از حضرت ثامن الائمه (علیه السلام) پرسید که علت احتجاب حق از خلق چیست؟ امام در جواب فرمودند: اِنّ الاِحتجابَ عَنِ الخَلقِ لِکَثرَة ذُنُوبِهم فَاّما هُوَ، فَلا یَخفی عَلَیه خاقِیة فی آناء الیلِ و النَّهارِ یعنی همانا احتجاب خداوند از خلق به دلیل فراوانی معصیت ایشان است و امّا خداوند پس هیچ چیز ار او مخفی نیست در شب و روز) (توحید صدوق، 256). علت احتجاب حق از خلق، جز انکشاف تام و شدت ظهورش نیست و از افراط پیدایی، ناپیدا است.

یا مَن هُو ختَفی لِفَرطِ نُورهِ *** الظَاهرُ و الباطِنُ فی ظُهُورِهِ
(منظومه‌ی سبزواری)

و در حدیث آمده است اِنّش اللهَ اِحتَجبَ عَن العقولِ کَما اِحتَجبَ عَنِ الابصارِ و انَّ الَلإ الَا علی یَطلُبونَه انتم. یعنی خداوند از عقلها پنهان است همان‌گونه که از دیدگاه مخفی است و ملکوتیان نیز همانند شما او را می‌جویند. همچنین برخی از روایات مصعومین (علیه السلام) را بعنوان حُجب الهی، معرفی کرده‌اند. در حدیث دهم باب نوادر توحید کافی، آمده است: عن یُرید العِجلی قالَ سَمِعتُ ابا جعفر (علیه السلام) یَقُول: بِنا عُبِداللهُ و بنا عُرِفَ اللهُ و بِنا وُحِّدَاللهِ تبارکَ وتعالی، و محّمدٌ حجاب اللهِ تَبارکَ (اصول کافی، 113/1).
نویسنده: سید علی علوی قزوینی
 منبع مقا له :

گروه نویسندگان، (1391)، دائرةالمعارف تشیع (جلد ششم)، تهران: انتشارات حکمت، چاپ اول.


ماه رحمت

ای مردم! جانتان در گروه اعمال شماست!
حضرت امام رضا(علیه السلام ) از پدر گرامی خود و ایشان نیز به نقل از پدران بزرگوارش، و آنان نیز از امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السلام ) نقل کرده اند که در آخرین جمعه ماه شعبان و در آستانه ی رمضان پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله )، خطاب به مردم، خطبه ی مهمی خواندند که مضمونش چنین است؛
ای مردم، ماه خدا، همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است. ماهی است که از همه ماهها ارزشمندتر و با فضیلت تر است. روزهایش ارزشمندترین روزهاست و شبهایش با فضیلت ترین شب هاست و ساعت هایش از همه ی ساعت ها ارزشمندتر و ارجمندتر است. ماهی است که شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است. نفس های شما در ماه رمضان تسبیح است و خوابتان عبادت خداست و عمل شما مورد قبول درگاه خداست و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است. با نیت های درست و دلهای پاک، خواسته هایتان را از خدا بخواهید و بخواهید که شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد.
انسان شقی کسی است که در این ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگیرد.
با گرسنگی و تشنگی این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت بیفتید و به فقرا و محرومان صدقه بدهید. در ماه رمضان به بزرگانتان احترام کنید و به کودکان و افراد کوچک تر، از هیچ محبتی دریغ نورزید. در این ماه بیشتر صله ی رحم نمایید.
زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهدارید و از آنچه خدا بر شما حلال نکرده است، چشمانتان را ببندید و آن چه را که شنیدنش بر شما حلال نیست، گوش ننمایید و به یتیمان مهر و محبت کنید تا بر یتیمان شما مهر ورزند و از گناهانتان توبه کنید. به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پیشگاه خدا بلند کنید، چه آن که آن لحظه ها بهترین لحظه هاست. خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان می نگرد و اگر از او درخواست کنند، جواب می دهد و وقتی او را بخوانند لبیک می گوید و دعای آنان را اجابت می کند.
ای مردم! جانتان در گرو اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش کنید و شانه های شما از ورز و وبال گناه و زشتی ها سنگینی می کند، با سجده های طولانی، آن وزر و وبال را سبک کنید.
بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند.
ای مردم! هرکسی از شما روزه دار مؤمنی را افطار دهد چنان است که گویا بنده ای را آزاد کرده، و خداوند از لغزش های گذشته اش می گذرد.
یکی عرض کرد: ای رسول خدا! همه ی ما قدرت افطار دادن و سیر کردن شکم افراد را نداریم.
پیامبر فرمود: با پاره ای خرما، و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید. ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود. و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می گیرد و کسی که در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می دارد. و کسی که یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود. و کسی که صله رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت بر او فرو می فرستد. و کسی که قطع رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت از او دور دارد. و کسی که نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند برائت آزادی از آتش جهنم را برای او صادر می کند، و کسی که یک واجب را انجام دهد ثواب هفتاد واجب به او داده می شود. و کسی که در این ماه بر من زیاد درود فرستد، خداوند کفه ی میزان عمل نیک او را در قیامت سنگین می کند. و کسی که یک آیه در این ماه از قرآن تلاوت کند، پاداش یک ختم قرآن را خواهد داشت.
ای مردم، درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا درخواست کنید که آن را بر روی شما نبندد و درهای جهنم بر روی شما بسته است، از خداوند بخواهید که آن را بر روی شما نگشاید. و شیطان در این ماه در غل و زنجیر است، از خداوند بخواهید که آن را بر شما مسلط نکند.
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام ) می فرمایند که از جا برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا! کدام عمل در این ماه ارزشمندتر است؟
فرمودند: ای ابالحسن! ارجمندترین عمل در ماه رمضان، آن است که انسان از آنچه خدا حرام کرده است، دوری جوید.
آنگاه شروع به گریستن کردند. عرض کردم چه چیزی باعث گریه ی شما شد؟
فرمودند: علی جان! گریه ی من برای این است که در این ماه در حالی که به نماز ایستاده ای، فرق سرت به دست شقی ترین انسان ها شکافته می شود و محاسن شریف تو خضاب می گردد.
امیرالمؤمنین(ععلیه السلام ) عرض کردند: ای رسول خدا! در آن حال، آیا دین من سالم است؟
رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) فرمودند: آری، در سلامت کامل دینی قرار داری.
سپس فرمودند: یا علی! قاتل تو، قاتل من است. کسی که بر تو غضب کند بر من غضب کرده است و کسی که به تو دشنام دهد به من دشنام داده است. تو برای من به منزله ی جان من هستی، روح تو از روح من است و طینت تو از طینت من.
خدای تبارک و تعالی، من و تو را آفرید و انتخاب کرد. مرا برای نبوت و پیامبری، و تو را برای امامت امت. هر کس امامت تو را انکار کند، در حقیقت منکر نبوت من شده است.
منبع: الکافی، ج4، ص66.
منبع: ماهنامه راه قرآن، شماره35.

 


ماه خوب خدا

اللهم رب شهر رمضان الذی انزلت فیه القرآن هدی للناس من الهدی و الفرقان

 

الهی با پایان یافتن ماه مغفرت و رحمت و شهر الله الاکبر رمضان المبارک ، برگناهان ما قلم عفو و رحمت بکش . و ما را مشمول دعای بندگان صالح خود  بفرما.   الهی به آبروی زهرای اطهر سلام الله علیها  دعاهای حجت خودت بر خلایق حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا ، را شامل حال ما بفرما .

و در فرج نورانی آنحضرت تعجیل فرما .یا ارحم الراحمین


شروع دوباره

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود خدمت دوستان عزیز و بازدیدکنندگان گرامی

 با ارزوی قبولی طاعات و عبادات همه شما عزیزان در ماه پر خیر و برکت رمضان

بعد از مدتهای طولانی رکود این وبلاگ ، مجددا این وبلاگ را به لحاظ محتوایی فعال نموده ام و از همه شما تقاضا دارم از نظرات ارزشمند خود جهت بهبود مطالب وبلاگ  اینجانب را بهرمند فرمایید

 


کلام نور

اهداف پیامبران در این هنگامه، خداوند سفیرانش را بر اساس زمانبندی مناسب و ویژه به سوی مردم گسیل داشت تا استعدادهای نهفته آفریده را در آنان بشکفند، و میثاق فطرت الهی را عینیّت بخشند، و نعمت فراموش شده او را به یادشان آرند، و با رساندن پیام حق، راه هر گونه عذری را سدّ کنند، و گنجینه‏های خرد را از اسارت خرافات و اوهام آزاد سازند، و نشانه‏های قدرت الهی را به دید مردم نشانند از: نیلگون گنبدِ برافراشته، و گاهواره زمین که برنهاده، و توشه تأمین کننده زندگی، و مرگ بر هم زننده این هستی، و رنجها و بیماریهایی که فرسوده‏شان سازد، و رخدادهایی که همواره بر سرشان ریزد. یک لحظه بی‏رهبر الهی، هرگز و هیچ گاه خدای مهربان ظلمت را بر بندگانش روا ندید، پس در هر زمانی پیامبری یا کتابی فرو فرستاد، و امامی معصوم یا راهی روشن برگمارد فرستادگانی که علی رغم یاران کم و دشمنان بسیار، هرگز در دعوت به خدا کوتاه نیامدند. امّتها از دو سو با پیامبران آشنا می‏شدند: یا سفیر پسین، پیشین را نام می‏برده و رسالت وی را می‏ستوده است، و یا پیشینگان، پیشاپیش بر ظهور پیامبر آینده بشارت می‏دادند. محمّد (ص)، آخرین ذخیره الهی و بر این اساس، قرنها پدید آمد و روزگار گذشت، و پدران کوچیدند و پسران بر جایشان نشستند تا خداوند، «محمّد» - درود خدا بر او و خاندانش - آخرین ذخیره خود را به رسالت برانگیخت، و نوید او به ظهور خاتم تحقّق یافت، و نبوّت به اوج کمال نشست. سیمای محمّد (ص) محمّد (ص) آخرین حلقه رسالت بود و رسولان پیشاهنگ، طلیعه طلوع او بودند. سیمای محمّد (ص) زبانزد بود و انسان چشم انتظار او. زمینه‏های بعثت در شبانگاه طلوع اسلام، پریشانی و نابسامانی همه جا سایه‏گستر بود، و ملّتهای روی زمین در اسارت تفرقه، آرزوهای پراکنده، و آیینهای یاوه‏ بودند: گاه خدای را به آفریدگانش مانند کرده، و یا صفاتی دور از ساحت قدسش بدو نسبت داده، و یا بر آستان خدایگانی سر نهاده. پس خدای عزیز به نور خاتم، آنان را به راه آورد و به برکت او از نادانی رهاند. غروب خورشید رسالت «محمّد» - درود خدا بر او و خاندانش - رسالت خویش به پایان برد، و خداوند پاداش او را لقای خود مقرّر فرمود و چیزی جز فیض حضور را شایسته او ندید، پس در هاله‏ای از کرامت به سوی او پر کشید، و چون دیگر پیامبران، یادگار خویش در بین شما برنهید، که آنان نیز امّت خود را یاوه و بی‏آیینی روشن و پرچمی در اهتزاز رها نساختند. نشانه‏های کتاب خدا این کتاب خداست که بیانگر حلال و حرام او، و بایسته‏ها و بهینه‏هاست، «ناسخ و منسوخ»، «رخصت و عزیمت»، «خاص و عام» را در بر دارد، از مثَل و عبرت سرشار است، دستورهای مقطعی و ابدی، و محکم و متشابه دارد، دُرهای آیات را از صدف برون آورده و دور رسها را نزدیک کرده است. فراگیری بخشی از این آیات واجب گشته است، و تحصیل بخش دیگر را تنگ ناگرفته است. برخی از فرمانهای الهی در قرآن عزیز به «حتمیّت و وجوب» نوشته شده ولی در سنّت پیامبر (ص) «نسخ» آن رسیده است، و یا در سنّت، وجوب آن آمده ولی ترک آن در کتاب خدای مجاز گردیده است، و یا به وقتی خاص واجب شده که با گذشت آن زمان، منتفی خواهد شد. حرامها نیز در شکلهای گونه‏گون عرضه گردیده است: بعضی «کبیره»، که وعده دوزخ بدان داده شده و بعضی «صغیره»، که وزشگاه نسیم آمرزش خداوند است و بعضی اندکِ آن مقبول درگاه الهی است و بیش از آن در اختیار مکلّف نهاده شده. و از این خطبه است در باره حج در پیرامون حج خداوند حجّ خانه محترمش را بر شمایان واجب کرد و آن را قبله مردمان قرار داد تا چون تشنه‏کامانِ به رود رسیده، سر از پا نشناخته بدان سرازیر گردند و بسان کبوتران حرم بدان پناه برند. حج نیایشی است به نشانه فروتنی انسان به پیشگاه عظمت الهی و اعتراف به عزّت سرمدی. خداوند از توده بندگانش، اطاعتگران گوش به فرمان را برگزید تا دعوت حق را لبّیک اجابت گویند و کلام او را به جان بنیوشند، و در موقعیّتهای تاریخساز و ماندگار سفیران خداوند با پای تأمّل و تفکّر بایستند و پای در جای پایشان نهند و فرشتگانی گردند که بر عرش الهی طواف کنند، و در تجارت‏کده نیایش به سود فراوان دست یازند، و به هنگامه مغفرت او پیش تازند. این خانه دیر بنیان کعبه است که خدای سبحان آن را مایه عزّت و سربلندی اسلام، و حرم امن پناه‏خواهان قرار داده است. زیارت و طواف آن را واجب کرد، و پاس حق و احترام آن را بسی لازم شمرد، و شمایان را در آن به میهمانی خود فرا خواند، و چنین فرمود: «این حقّ خدا بر مردم است.آنان که توان رسیدن به حرم را دارند، باید خانه او را زیارت کنند، و آن که از روی ناسپاسی سر باز زند، خداوند از او و همه جهانیان بی‏نیاز است».

قوم هود

داستان عبرت انگیز قوم هود

 

در سرزمین یمن قومی می زیستند که بت پرست بوده و کفران نعمات الهی را امری عادی بر می شمردند. این قوم مردمانی نیرومند داشت که از قوای جسمانی زیادی برخوردار بودند. در میان ایشان پیامبری زندگی می کرد که "هود" نام داشت. هود(ع) به منظور هدایت ایشان می گفت:

قال یا قوم اعبدوا اللّه ما لکم من اله غیره افلا تتقون .

اى قوم من ! خداوند یگانه را بپرستید که هیچ معبودى براى شما غیر او نیست , آیا پرهیزگارى را پیشه نمى کنید.

اما گنهکاران قوم هود با گستاخی تمام او را به دروغ گوئی متهم می نمودند و به حضرت هود می گفتند:

قال الملا الذین کفروا من قومه انا لنریک فى سفاهة وانا لنظنک من الکاذبین

اشراف کافر قوم او گـفـتـند ما تو را در سفاهت و سبک مغزى مى بینیم و گمان مى کنیم تو از دروغگویان باشى.

هود(ع) نیز به دفاع از خود می پرداخت و ضمن دعوت ایشان به ایمان می فرمود:

ابلغکم رسالا ت ربى وانا لکم ناصح امین

رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى کنم ; و من خیرخواه امینى براى شما هستم

همچنین هود(ع) برای یادآوری نعمات الهی جانشینی ایشان را از نسل نوح بیان می فرمود و همچون دیگر پیامبران به هر طریق ممکن سعی در هدایت قوم خویش داشت. اما متاسفانه قوم لجوج هود ضمن مخالفت با او به پرستش آنچه از نیاکانشان مرسوم بود اصرار می ورزیدند، و نهایتا به هود(ع) گفتند:

فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین

اگر راست مى گویى (و عذابها و مجازاتهایى راکه به ما وعده مى دهى حقیقت دارد) هـر چـه زودتر آنها را به سراغ ما بفرست و ما رامحو و نابودن کن

حضرت هود نیز پس از نومیدی از ایمان آوردن کافرین به ایشان گفت:

قال قد وقع علیکم من ربکم رجس وغضب

اکنون که چنین است بدانید عـذاب و کـیـفـر خـشم خدا بر شما مسلما واقع خواهد شد

و پس از تذکراتی مجدد افزود:

فـانـتـظـروا انـى مـعکم من المنتظرین

اکـنون که چنین است شما در انتظار بمانید من هم با شما انتظارمى کشم

خداوند نیز پس از اتمام حجت هود(ع) به آنچه که مردمان گمراه قوم هود خواسته بودند جامه عمل پوشانید و بر آنان عذابی سخت نازل فرمود.

فانجیناه والذین معه برحمة منا وقطعنا دابرالذین کذبوا بیاتنا وما کانوا مؤمنین

ما هود و کـسـانـى را کـه با او بودند به لطف و رحمت خود, رهایى بخشیدیم , و ریشه کسانى که آیات ما را تـکذیب کردند و حاضر نبودند در برابر حق تسلیم شوند, قطع و نابود ساختیم .(منبع:باشگاه اندیشه)


قلب عالم امکان!

السلام علیک یا بقیة الله

                                                     ای قلب عالم امکان!                                     

 ای کشتی نجات اینک گرفتاران  امواج  پر تلاطم دریای فساد و ظلم و طغیان در انتظار ظهورت لحظه   شماری میکنند.ای روزنه امید!اینک اسیران زنجیر استعمار و گرفتاران استبداد،با انتظار روز رهایی ازاسارت ظلم،دل خوش کرده و شبهای ظلمانی و تاریک بیداد را به امید نور عدالت تو، سپری می کنند.

ای چشمه سار جوشان فضیلت!اینک تشنه کامان علم و دانش، در انتظار جرعه ای از اقیانوس بیکران علم تو صف کشیده اند.

ای بهار آزادی! اینک مظلومان و بیچارگان و ستمدیدگان، چشمان خسته خود را به قطرات بارش ابر عدالت تو دوخته اند.

ای مایه ی امید، ای آرزوی دل اولیا، ای آنکه شبهای تار انبیا به امید ظهورت رقم خورده!

ای آنکه خشم پر خروش ملکوتیان به یاد انتقامت، فروکش!

 ای آنکه قلب پر خون علی(ع) را تو مایه تسکین!

ای آنکه پهلوی شکسته زهرای اطهر (س) را تو مرهم!

ای آنکه قلب شکسته حسن (ع) را تو درمان!

ای آنکه خون پاک شهیدان را تو منتقم!

ای آنکه بازوان به زنجیر کشیده اسیران را تو نوازش!

بیا! تا شکوفه های بهاری به روی زیبای تو با طراوت شود.

بیا! تا لاله های پرشور گلستان به یاد تو تبسم کند.

بیا! که سبزه زاران بخاطر جمال زیبای تو با طراوت شود.

بیا! که غنچه ها به یاد تو شکوفا گردد.

بیا! که بلبلان برای تو نغمه سردهند.

آری! بیا که کاخ بیدادگران به دست تو ویران شود.

بیا! که ستم پیشگان،به شمشیر انتقام تو کیفر شوند.

بیا! که پرچم پر افتخار توحید به دست توانای تو در سراسر گیتی به اهتزاز در آید.بیا! که عدالت، در لوای حکومت تو، بر روی ساکنان این کره ی خاکی، سایه افکند.

ای آنکه از موسی برتر.

    بیا! یدبیضای قدرت الهی را ازآستین ملکوتیت برون آر و چشم خیره سران عالم راخیره ساز.

بیا! که باعیان کردن اژدهای قهر خداوندی تمام جادوی جادوگران قرن را باطل ساز و مدعیان دروغین حقوق رارسواکن.

بیا! با فرو ریختن آتش خشم الهی بر سر ابر خیانتکاران،همه ی ستم پیشگان را درشعله های غضب خداوندی بسوزان وخاکستر آنان را بر باد ده تا مظلومان و بیچارگان و ستمدیدگان نفس راحتی کشند.

بیا! که با غرق کردن قافله های بیداد گران و استبدادگران در دریای طوفانی سطوت و انتقام پروردگاری،حزب حق و لشکرعدل،مسرور وخندان گردد. 

بیا!که شیفتگانت پروانه وار به اطراف شمع وجودت چرخش کنند.

بیا! که با آمدنت قلب رسول الله(ص) خوشحال و دل علی(ع) شاد و چشم زهرا(س) روشن شود. (امام مهدی (عج)از ولایت تا ظهور قزوینی محمد کاظم ص 17)

                                                                                                       

 


مرگ بر فتنه گر منافق!

منافق منافق  ننگ به نیرنگ تو
خون شهیدان ما می چکد از چنگ تو
ای ز شرار نفاق شعله به میهن زده
امن و امان وطن یکسره بر هم زده
جور و جفا در تو هست مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست شهد صفا در تو نیست
در همه میهن  به پاست نائره فتنه ات
گوش وطن خسته از کل بیانیه ات
مظهر شیطان تو یی دشمن ایران  تویی

نوکر بیگانه ای عامل صهیون تویی
ملت ایران شده خسته زافعال تو...

(اقتباسی از شعر :«آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو» نوشته آقایدکتر اسفندیار قره باغی)


هفدهم ربیع عید میلاد ختم رسولان مبارک!

«میلادپربرکت و نورانی  فخر عالم امکان خاتم الانبیاء و المرسلین حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و فرزند بزرگوارش ششمین خورشید آسمان امامت و ولایت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر شیعیان و دوستداران عترت پاک رسول الله مبارک باد!»

 محمد بهترین هر دو عالم/ کمال آفرینش فخر عالم