سفارش تبلیغ
صبا

جلوه معشوق

امام محمد باقر علیه السلام

 امام محمد باقر علیه السلام

حضرت ابو جعفر، باقر العلوم علیه السلام ، در شهر مدینه تولد یافت.و بر اساس نظریه بیشتر مورخان و کتابهاى روایى، تولد آن گرامى در سال 57 هجرى بوده است. 
این نقل، با روایاتى که نشان مى‏دهد امام باقر (علیه السلام ) به هنگام شهادت جد خویش ـ حسین بن على (علیه السلام ) ـ در سرزمین طف حضور داشته و سه سال از عمرش مى‏گذشته است هماهنگى دارد.
 
در روز و ماه ولادت آن حضرت نیز نقلهاى مختلفى یاد شده است:
 
 ـ سوم صفر 57 هجری 
 ـ پنجم صفر 57 هجرى
 ـ جمعه اول رجب 57 هجرى
 ـ دوشنبه یا سه شنبه اول رجب 57 هجرى 
 
بیشتر محققان با ترجیح نظریه نخست، یعنى سوم صفر آن را پذیرفته‏اند.
 
تبار والاى امام باقر (علیه السلام )

امام محمد باقر (علیه السلام ) از جانب پدر و نیز مادر، به شجره پاکیزه نبوت منتهى مى‏گردد.
 
او نخستین مولودى است که در خاندان علویان از التقاى دو بحر امامت (نسل حسن بن على و حسین بن على علیهما السلام) تولد یافت 
 
پدر: على بن الحسین، زین العابدین (علیه السلام ) .مادر: ام عبد الله، فاطمه، دختر امام حسن مجتبى (علیه السلام ) 
 
مادر گرامى امام باقر (علیه السلام ) نخستین علویه‏اى است که افتخار یافت فرزندى علوى به دنیا آورد براى وى کنیه‏هایى چون ام الحسن و ام عبده آورده‏اند، اما مشهورترین آنها، همان ام عبد الله است.
 
در پاکى و صداقت، چنان نمونه بود که صدیقه‏اش لقب دادند.
 
امام باقر (ع) مادر بزرگوار خویش را چنین توصیف کرده است:
روزى مادرم کنار دیوارى نشسته بود، ناگهان دیوار ریزش کرد و در معرض ویرانى قرار گرفت، مادرم دست بر سینه دیوار نهاد و گف:
به حق مصطفى (ص) سوگند، اجازه فرو ریختن ندارى.دیوار بر جاى ماند تا مادرم از آن جا دور شد.سپس دیوار فرو ریخت.
 
نام و کنیه امام محمد باقر

نام آن حضرت محمد است.این نامى است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دیر زمان براى وى برگزیده بود .
 
جابر بن عبد الله انصارى یار دیرین پیامبر (صلی الله علیه و آله) افتخار دارد که سلام رسول خدا را به امام باقر (علیه السلام ) ابلاغ کرده است.از بیان او ـ که به تفصیل خواهد آمد ـ استفاده مى‏شود
که نامگذارى امام باقر (علیه السلام ) به وسیله پیامبر اکرم (ص) صورت گرفته است.کنیه آن گرامى ابو جعفر  است و جز این کنیه‏اى براى وى نقل نکرده‏اند. 
 
القاب امام محمد باقر

براى امام باقر (علیه السلام ) این القاب یاد شده است:
 
ـ باقر.
این لقب مشهورترین القاب آن حضرت بشمار مى‏آید و بیشتر منابع بدان تصریح کرده‏اند.
در بیان فلسفه تعیین این لقب براى وى، آمده است:
 
شکافنده معضلات علم و گشاینده پیچیدگی هاى دانش بود وبه دلیل گستردگى معارف و اطلاعاتى که در اختیار داشت، باقر نامیده شد.
 
از طرفی نتیجه سجده‏هاى بسیار، پیشانیش فراخ گشته بود واحکام را از متن قوانین کلى، استنباط و استخراج می ‏کرد. 
 
 ـ شاکر
 
ـ هادى
 
 ـ امین ـ شبیه، به جهت شباهت آن حضرت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) 
 
همسران امام محمد باقر

در منابع تاریخى، براى امام باقر (علیه السلام ) دو همسر و دو «ام ولد»  نام برده‏ اند.
همسران عبارتند از:
 
 ـ ام فروة دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر.
او هر چند از نسل ابو بکر بود، اما همانند پدرش قاسم بن محمد حق امامان را مى شناخت و اهل ولایت معصومین (علیهم السلام ) بود، چنان که در روایتى از امام رضا (علیه السلام ) آمده است
که روزى نام قاسم بن محمد نزد آن حضرت برده شد، امام فرمود: او به ولایت و امامت اعتقاد داشت.
 
ـ ام حکیم دختر اسید بن مغیره ثقفى.
 
فرزندان امام محمد باقر

براى امام باقر (علیه السلام ) هفت فرزند یاد کرده‏اند، پنج پسر و دو دختر.
 
 ـ جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام ) .
وى مشهورترین، ارجمندترین و با فضیلت ترین فرزند امام باقر (علیه السلام ) است که از ام فروة زاده شد و نسل امامت از طریق او استمرار یافت.
 
 ـ عبد الله بن محمد.او یگانه برادر امام صادق (علیه السلام ) بشمار می ‏آید که هم از ناحیه پدر و هم از ناحیه مادر با آن حضرت متحد است.
مورخان وى را صاحب فضل و صلاح دانسته‏اند و متذکر شده‏اند که فردى از بنى امیه به او سم خورانید و او را به شهادت رساند.
 
 ـ ابراهیم بن محمد، از ام حکیم.
 
 ـ عبید الله بن محمد، از ام حکیم.
 
ـ على بن محمد.
 
 ـ زینب بنت محمد، این دو (یعنى زینب و على) از یک مادرند که ام ولد بوده است.
 
 ـ ام سلمه، مادر وى را نیز ام ولد دانسته‏ اند.
 
برخى از منابع، تنها شش فرزند براى امام باقر (علیه السلام ) نام برده‏ اند و بر این باورند که امام باقر فرزندى به نام عبید الله نداشته است.
 
گروهى دیگر گفته اند: امام باقر( علیه السلام ) دو دختر نداشته است، بلکه زینب و ام سلمه در حقیقت دو نام براى یک دختر است.
شهادت آن حضرت

سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114  هجری در سن 57 سالگی در مدینه با توطئه هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند.

بیدل

 

کیم من‌؟ شخص نومیدی‌سرشتی‌، عبرت‌ایجادی‌
به صحرا، گَرد مجنونی‌، به کوه آواز فرهادی‌

به سر دارم هوای تُرک شوخی‌، فتنه‌بنیادی‌
که تیغش شاخ گلریز است و تیرش سرو آزادی‌

زمینگیر سجود حیرتم؛ ای چرخ‌! نپسندی‌
که گیرد بعد مردن هم غبارم دامن بادی‌

دل صید آب شد در حسرت شوق گرفتاری‌
رسد یارب به گوش حلق? دام تو فریادی‌

حریفان‌! جام افسون تغافل چند پیمودن‌؟
بهار است‌، از فراموشان رنگ رفته هم یادی‌

گرفتاری به قدر رنگ بر ما دام می‌چیند
ندارد غیر نقش بال و پر، طاووس‌، صیادی‌

به صد دام آرمیدم‌، دامن از چندین قفس چیدم‌
ندیدم جز به بال نیستی پروازِ آزادی‌

دماغ شعله از خار و خس افسرده می‌بالد
غرور سرکشان را بی ضعیفان نیست امدادی

به یک طرز تغافل هر دو عالم را محرّف زن‌
ندارد قطع الفت احتیاج تیغ جلّادی

بنای اعتبار ما به حرفی می‌خورد بر هم‌
به چندین رنگ‌، می‌گردد بهار از سیلی بادی‌

ز سعی جانکنی‌هایم مباش ای همنشین‌! غافل‌
که در هر نال? من تیشه دزدیده است فرهادی‌

جدا زان بزم‌، نتوان کرد منع ناله‌ام بیدل‌
چو موج افتد به ساحل‌، می‌کند ناچار فریادی‌

شعر از بیدل


تسلیت

شهادت جمعی از هموطنان عزیزمان در حمله تروریستی  دشمنان کوردل و خبیث  در اهواز مقاوم  را به مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی و ملت صبور و انقلابی ایران عزیز تسلیت عرض می نمایم . ان شا الله این اندوه های دلمان با نابودی وهابیت خبیث و خونخوار و همه دشمنان شیعه تسکین یابد.


سخن ابا عبدالله الحسین علیه السلام

************************************
********************************

لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسداً و لا ظالماً وَ إنّما خرجْتُ لِطلب الإصلاح فی اُمّة جدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهی عن المنکر و اسیرَ بِسیرة جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب

من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، حرکت نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را می‌جویم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم

********************************
******************************

گاهشمار نوسازی مرقد مطهر امام حسین علیه السلام .به نقل از ویکی

گاهشمار مرقد امام حسین(علیه السلام)[1]
61ق. (12 محرم) دفن امام حسین به دست بنی اسد
65ق. ساخت بنایی بر روی قبر همراه با گنبدی از آجر و گچ و دو در توسط مختار
132ق. ساخت بنای سرپوشیده‌ای در کنار مرقد توسط ابوالعباس سفاح
146ق. ویران شدن بنای سرپوشیده توسط ابوجعفر منصور
158ق. نوسازی بنا توسط مهدی عباسی
171ق. ویران شدن بنا در عصر هارون الرشید
193ق. نوسازی حرم توسط امین
236ق. ویران شدن بنای حرم توسط متوکل عباسی و شخم زدن زمین آن
247ق. نوسازی بنای حرم توسط منتصر عباسی
273ق. تجدید بنا به دست محمد بن محمد بن زید، رهبر قیام طبرستان.
280ق. ساخت گنبد بر فراز قبر توسط داعی علوی گنبدی
367ق. ساخت گنبد و چهار رواق و ضریحی از عاج توسط عضد الدوله دیلمی
397ق. ساخت مسجد متصل به حرم توسط عمران بن شاهین
407ق. آتش‌سوزی در حرم بر اثر سقوط دو شمع و بازسازی حرم توسط حسن بن سهل وزیر
479ق. نوسازی دیوار پیرامون حرم توسط ملکشاه سلجوقی
620ق. ساخت ضریح توسط الناصر لدین الله عباسی
767ق. ساخت گنبد داخلی و صحن توسط سلطان اویس جلایری
786ق. توسعه صحن و ساخت دو گلدسته طلا توسط سلطان احمد اویس
914ق. تذهیب حاشیه‌های حرم و اهدای 12 چراغدان طلا از سوی شاه اسماعیل صفوی
920ق. ساخت صندوقی از چوب ساج برای ضریح توسط شاه اسماعیل صفوی
932ق. ساخت ضریح مشبک از نقره توسط شاه اسماعیل صفوی دوم
983ق. بازسازی گنبد توسط علی پاشا، ملقب به وندزاده
1032ق. ساخت ضریح مسی و کاشی‌کاری گنبد توسط شاه عباس صفوی
1048ق. گچ کردن گنبد از بیرون به دستور سلطان مراد چهارم (عثمانی)
1155ق. تزیین بناهای موجود توسط نادرشاه افشار
1211ق. طلاکاری گنبد به دستور آقا محمدخان قاجار
1216ق. ویران شدن ضریح و رواق در پی یورش وهابیها به کربلا
1227ق. نوسازی حرم و تعویض طلاهای گنبد به دستور فتحعلیشاه قاجار
1232ق. ساخت ضریح نقره‌ای و طلاکاری ایوان به دستور فتحعلیشاه قاجار
1250ق. نوسازی گمبد و بارگاه به دستور فتحعلیشاه قاجار
1273ق. بازسازی گنبد و بخشی از طلاکاری آن توسط ناصر الدین شاه
1418ق. تخریب بخشی از طلاکاری گنبد در پی قیام مردم عراق به دستور صدام
1428ق. مسقف شدن صحن با سبک جدید 

 


روز شمار عاشورا .از ویکی شیعه

روزشمار واقعه عاشورا
سال 60 قمری
15 رجب مرگ معاویه
28 رجب خروج امام حسین (ع) از مدینه.
3 شعبان ورود امام(ع) به مکه.
10 رمضان رسیدن نخستین نامه‌های کوفیان به امام(ع).
12 رمضان رسیدن 150 نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی.
14‌رمضان وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی.
15 رمضان خروج مسلم از مکه به سوی کوفه.
5 شوال ورود مسلم بن عقیل به کوفه.
11 ذی‌القعده نامه مسلم‌بن عقیل به امام حسین و دعوت از ایشان برای آمدن به کوفه
8 ذیحجه خروج امام حسین(ع) از مکه.
8 ذیحجه قیام مسلم بن عقیل در کوفه.
9 ذیحجه شهادت مسلم بن عقیل در کوفه.
سال 61 قمری
1 محرم یاری خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس در قصر بنی مقاتل
2 محرم ورود کاروان امام(ع) به کربلا
3 محرم ورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری.
6 محرم یاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت
7 محرم بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.
7 محرم پیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع) و یارانش.
9 محرم ورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا.
9 محرم امان‌نامه شمر به فرزندان ام‌البنین.
9 محرم اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.
10 محرم واقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.
11 محرم محرم حرکت اسرا به سوی کوفه
11 محرم دفن شهدا توسط بنی اسد (از اهل غاضریه)
12 محرم دفن شهدا بنابر نقلی دیگر
12 محرم ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه.
19 محرم حرکت کاروان اسیران از کوفه به شام.
1 صفر ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.
20 صفر اربعین حسینی
20 صفر ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا
20 صفر بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال. ویکی شیعه

عاشورا

نامه کوفیان و دعوت از امام برای قیام

مدت چندانی از ورود حسین(ع) به مکه نگذشته بود که شیعیان عراق خبر مرگ معاویه را دریافت کردند و از بیعت نکردن امام حسین(ع) و ابن زبیر با یزید باخبر شدند. از این رو در منزل سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و اقدام به نوشتن نامه‌ای به امام و دعوت از ایشان به کوفه نمودند.[28] دو روز پس از ارسال این نامه، کوفیان 150 نامه (که هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود) به سوی حسین(ع) فرستادند.[29] دو روز بعد نیز نامه‌هایی نزد حسین(ع) فرستاده شد.[30] محتوای همه این نامه‌ها درخواست از حضرت برای آمدن به کوفه بود.

حسین(ع) از پاسخ دادن به نامه‌ها خودداری می‌کرد تا اینکه حجم نامه‌ها بسیار زیاد شد، آن گاه حسین(ع) نامه‌ای نوشت.[31] در این نامه آمده است که:

...من، برادرم، عموزاده‌ام و فرد مورد اعتماد از اهل بیتم را می‌فرستم. به او گفته‌ام تا از حال و کار و عقیده شما مرا آگاه سازد. اگر او به من نوشت که آرای شما همان است که در نامه‌هایتان آمده، نزد شما خواهم آمد... امام، فقط کسی است که به کتاب خدا عمل کند، عدالت را اجرا نماید، به دین حق باور داشته باشد و خود را وقف خداوند کند.[32]

سفیر حسین(ع) در کوفه

امام حسین(ع) نامه‌ای به مردم کوفه نوشت[33] و آن را به پسر عمویش مسلم بن عقیل داد تا عازم عراق شود و اوضاع و احوال آنجا را بررسی کند و به ایشان گزارش دهد.[34] مسلم پس از رسیدن به کوفه در خانه مختار بن ابی عبید ثقفی،[35] و بنابر برخی روایات در خانه مسلم بن عوسجه ساکن شد.[36] شیعیان به محل اقامت مسلم رفت و آمد می‌کردند و او نامه امام را برای آنان می‌خواند.[37] مسلم آغاز به گرفتن بیعت برای امام حسین(ع) کرد.[38]در کوفه 12000[39] یا 18000[40] و یا بیش از 30000 نفر[41] با امام حسین(ع) بیعت کردند و برای همراهی امام اعلام آمادگی کردند. مسلم نامه‌ای به امام نوشت و پرشماری بیعت‌کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فراخواند.[42]

یزید هنگامی که خبر بیعت مردم با مسلم و نرمش نعمان بن بشیر (حاکم آن زمان کوفه) با آنان را شنید، ابن‌زیاد را (که آن هنگام حاکم بصره بود) به حکومت کوفه نیز منصوب کرد.[43] ابن زیاد پس از ورود به کوفه به جستجوی بیعت کنندگان پرداخت و سران قبایل را تهدید کرد.[44]

روایات تاریخی از ترس مردم بر اثر تبلیغات همراهان عبیدالله و پراکنده شدن سریع آنان از اطراف مسلم حکایت دارند، تا جایی که شب‌هنگام مسلم تنها ماند و جایی برای خفتن نداشت[45] و در نهایت پس از درگیری، با امان‌نامه محمد بن اشعث تسلیم[46] به قصر آورده شد؛ ولی ابن زیاد، امان پسر اشعث را بی‌جا خواند و دستور داد سر مسلم را از بدن جدا کنند.[47]

بنابر برخی گزارش‌های تاریخی، مسلم که نگران امام حسین(ع) بود، به عمر بن سعد که قریشی بود وصیت کرد. نخستین وصیت مسلم این بود که عمر کسی را نزد امام بفرستد و آن حضرت را از آمدن به کوفه منع کند.[48] در منطقه زباله پیام مسلم که هنگام شهادت به عمر بن سعد گفته بود، به دست امام رسید....

منبع سایت ویکی شیعه


عاشورا

خودداری امام حسین از بیعت با یزید

پس از مرگ معاویه (15 رجب 60ق) از مردم برای یزید بیعت گرفته شد.[1] یزید تصمیم گرفت از چند تن از بزرگان مسلمانان که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد؛[2] به همین دلیل به حاکم وقت مدینه -ولید بن عتبه- نامه‌ای نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و در نامه بسیار کوتاه دیگری خطاب به ولید نوشت: «از حسین بن علی و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.»[3] پس از آن، نامه دیگری نیز از طرف یزید آمد که در آن تأکید کرده بود:نام موافقان و مخالفان را برای من بنویس و سر حسین بن علی را نیز با جواب نامه به سوی من بفرست».[4] ولید با مروان بن حکم مشورت کرد[5] و سپس عبدالله بن‌عمرو را به دنبال امام حسین(ع)، ابن زبیر، عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر فرستاد.[6]

حسین(ع) به همراه سی نفر[7] از نزدیکان خود به دارالاماره مدینه رفت.[8] ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد. حسین(ع) به ولید فرمود: «آیا تو راضی می‌شوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد.» ولید جواب داد: «نظر من نیز همین است[9] حضرت(ع) فرمود: «پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.»[10]

حاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات حسین(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب ایشان را دریافت کند.[11] حسین(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید همراه بود.[12] بعد از این مهلت‌خواهی حضرت(ع) تصمیم گرفت مدینه را ترک کند.[13]

حرکت از مدینه به مکه

امام حسین(ع) شب یکشنبه، دو شب مانده از ماه رجب و به نقلی دیگر سوم شعبان سال 60ق[14] به همراه 84 نفر از اهل بیت و یارانش، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[15] بنابر برخی منابع، ایشان شب‌هنگام نزد قبر مادر و برادر رفت و نماز خواند و وداع کرد و صبح به خانه برگشت.[16] در برخی دیگر از منابع آمده است حضرت(ع) دو شب متوالی را در کنار قبر رسول خدا(ص) بیتوته کرد.[17]

در این سفر به جز محمد بن حنفیه[18] بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده‌های آن حضرت(ع)، ایشان را همراهی می‌کردند.[19] علاوه بر بنی هاشم، بیست و یک نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه شدند.[20]

محمد بن حنفیه برادر امام حسین(ع) پس از اطلاع از سفر قریب‌الوقوع امام، برای خداحافظی نزد ایشان آمد. حسین(ع) وصیتنامه ای برای او نوشت که در آن آمده است:

إنّی لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسداً و لا ظالماً وَ إنّما خرجْتُ لِطلب الإصلاح فی اُمّة جدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهی عن المنکر و اسیرَ بِسیرة جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب
من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، حرکت نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را می‌جویم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم....[21]

امام حسین(ع) با همراهانش از مدینه خارج شد و بر خلاف خواسته نزدیکانش راه اصلی مکه را پیش گرفت.[22] در میان راه مکه، حسین(ع) با عبدالله بن مطیع برخورد کرد. او از مقصد امام پرسید. امام فرمود: «اکنون آهنگ مکه دارم. چون آنجا برسم، از خداوند متعال برای پس از آن، طلب خیر خواهم کرد». عبدالله امام را از مردم کوفه برحذر داشت و از ایشان خواست در مکه باقی بماند.[23]

امام حسین(ع) بعد از پنج روز، در سوم شعبان سال 60ق به مکه رسید[24] و با استقبال گرم مردم مکه و حاجیان بیت الله الحرام روبرو شد.[25] مسیر حرکت حسین(ع) از مدینه تا مکه شامل این منازل است: ذوالحلیفه، ملل، سیاله، عرق ظبیه، زوحاء، انایه، عرج، لحر جمل، سقیا، ابواء، گردنه هَرشا،[26] رابغ، جحفه، قدید، خلیص، عسفان و مر الظهران.

امام در مکه

امام حسین(ع) بیش از چهار ماه از 3 شعبان تا 8 ذی‌الحجه در مکه ماند. ساکنان مکه با شنیدن خبر حضور حسین(ع) خوشحال شدند و صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت‌ وآمد بودند و گفته‌اند که این بر عبدالله بن زبیر سخت گران آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وی بیعت کنند. وی می‌دانست که تا امام حسین(ع) در مکه است، کسی با او بیعت نمی‌کند.[27]

منیع :سایت ویکی شیعه


عاشورا

واقعه کربلا یا واقعه عاشورا،

نبرد و شهادت امام حسین(علیه السلام) در کربلا، به همراه یارانش در مقابل لشکری از کوفه در روز دهم محرم سال 61ق که برای یزید دومین حاکم اموی می‌جنگیدند. واقعه کربلا دلخراش‌ترین فاجعه تاریخ اسلام نزد مسلمانان، به ویژه شیعیان است. شیعیان در سال‌روز آن، مراسم سوگواری بسیار گسترده‌ای برگزار می‌کنند.

این واقعه با مرگ معاویه (15 رجب 60ق) و شروع حاکمیت فرزندش یزید آغاز شد. حاکم مدینه تلاش کرد از امام حسین برای یزید بیعت بگیرد. حسین بن علی علیه السلام برای گریز از بیعت، شبانه از مدینه به طرف مکه حرکت کرد. در این سفر، خانواده امام، شماری از بنی هاشم و برخی از شیعیان همراه امام حسین (ع) بودند.

امام حسین(علیه السلام) حدود چهار ماه در مکه ماند. در این مدت دعوت‌نامه‌های اهالی کوفه به دست او می‌رسید. با توجه به احتمال کشته شدنش در مکه به دست عاملان یزید و نیز دعوت کوفیان، امام روز 8 ذی‌الحجه راهی این شهر شد. پیش از رسیدن به کوفه، امام از پیمان‌شکنی کوفیان و شهادت مسلم - که وی را برای آگاهی از شرایط کوفه به آنجا فرستاده بود - باخبر شد، و پس از آنکه حر بن یزید راه را بر ایشان بست، به سمت کربلا رفت و در آنجا با لشکر عمر بن سعد روبه‌رو شد. عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به فرماندهی منصوب کرده بود.

دو سپاه در 10 محرم معروف به روز عاشورا با هم جنگیدند. در این جنگ امام حسین، برادرش عباس بن علی، فرزند شیرخواره‌اش علی اصغر و 17 نفر از بنی‌هاشم و بیش از 50 نفر از یارانش شهید شدند. برخی مقتل نویسان شمر بن ذی الجوشن را قاتل امام حسین دانسته اند. لشکریان عمر بن سعد، با اسب‌های خود بر بدن کشته‌شدگان تاختند. عصر روز عاشورا سپاه یزید به خیمه‌های بازماندگان حمله کرد و خیمه‌ها را آتش زد. شیعیان این شب را شام غریبان می‌نامند. امام سجاد(ع) به علت بیماری درگیر جنگ نشد و زنده ماند و به همراه حضرت زینب و سایر زنان و بچه‌ها اسیر سپاه کوفه شد. سپاهیان عمر بن سعد سرهای شهیدان را به نیزه زدند و به همراه اسیران به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و از آنجا به شام نزد یزید بردند....

منبع :سایت ویکی شیعه